عکس پایان دوره ی ثنا طلا و یه دیدار دیگه....
دیروز صبح ثنا طلا همراه بابارضا رفتن برای تست سنجش کلاس اول.کلی دنگ و فنگ داشته و وقتی اومد نصفش رو که تعریف کرد،خوابید تا ساعت 1 ظهر.وقتی بیدار شد بقیه ش رو تعریف کرد.گفت دو تا نخ دادن که گره بزنم،براشون گره پاپیونی زدم و کلی شگفت آور شده خانومه!(منظورش شگفت زده بود).نمره ی عالی گرفته بود.برگشتنی هم یه سر رفته بودن مهد و لوازمش و عکس پایان دوره ی پیش دبستانی رو گرفتن و اومدن خونه.الهی من فدای دختر گلم بشم.ایشااله فارغ التحصیلی دکتراتو ببینم

دیروز به دعوت مامان رومینای عزیز،عصر من و ثمین رفتیم خونشون و ثنا و بابا هم رفتن دکتر که فرم سنجش سلامتش رو پر کنند.البته دوستان خوبم مامان ریحانه و مامان سارا جون هم به همراه جوجه هاشون اومدن و باز هم از دیدن هم بسی مشعوف گردیدیم.چون مامان ریحانه جون میخوان برگردن سر خونه و زندگیشون ،قرارها اینقدر زود به زود انجام شد و البته لطف خودش رو هم داشت.چون من یادم رفته بود دوربین ببرم،دست به دامان بقیه شدم.قراره که برام بفرستن تا ببینیم چی میشه!
از همینجا هم از مامان رومینای عزیز و مهربون دوباره تشکر میکنم به خاطر زحمتی که کشیدن.خدایا ازت میخام این دوستان مهربون و دلسوز رو در پناه خودت سالم و تندرست نگه دار.آمین
پی نوشت:عکسها رسیدن و در ادامه هستن ،بفرمائید:

ثمین همش با جاکفشی ور میرفت و هی کلیدش رو قفل میکرد و باز میکرد و خودش کلی ذوق میکرد.

اینجا هم که فقط فندقی حواسش به دوربینه!




عکس پایان دوره ی ثنا طلا و یه دیدار دیگه....
